محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

566

اكسير اعظم ( فارسى )

و گاهى در رباط معده تشنج امتلائى حادث مىشود چنانچه در ساير اعضا مىافتد و علامتش آن است كه دفعه حادث شود مع علامات امتلا در بدن و علاجش علاج تشنج امتلائى است از فصد اگر رأى آن را واجب كند و استفراغ اگر قوت اطاعت نمايد و مافعى نباشد و در بيان معالجه‌ى او طول نميكنم كه در تشنج كلام طويل گذشت و گاهى معده از خوردن بيش متشنج مىشود و علامتش اين است كه چون از نكايت بيش سالم ماند در معده‌ى او چيزى ثابت نماند و فواق شديد آن را حادث شود و معده‌ى او بر طعام البته مستولى نگردد و اكثر صاحب او را رعاف حادث گردد . و بعضى اوائل از افاضل ذكر كرده‌اند كه چون اصرار خوردن بيش متشنج معده و رعاف آئل گردد به ذوبان هلاك شود و گاهى به ندرت سالم ماند به نوشيدن شير تازه و سرطانات نهرى و جمع كنند ميان اين هر دود بهترين شيرها براى او شيرزنان است پس شير خر پس شير بز . و اگر ممكن باشد و غذاى او به شير تازه يا سرطانات نهرى سازند يا سرطانات نهرى سازند فقط اوفق باشد و استعمال آبزن و تمريخ به روغن بنفشه موافق است . و ابو ماهر رأى مىداد كه ترياق در هر روز وزن طسوج به شير تازه داده شود و بسيار اندك از آن به شير دختر سعوط كرده آيد و بايد دانست كه مداومت بر دواء المسك حلو بهترين علاج كسى است كه بيش خورده باشد و گاهى متشنج مىشود معده از خوردن لحوم افاعى و از ترياق روى و علاجش علاج سم خورده است و به دل ترياق اثاناسيا و مثروديطوس خورند و گاهى از نوشيدن آب درياى شور بسيار معده متشنج مىگردد و چون به آب شيرين رو كنند زائل مىشود . و بعض اوائل ذكر كرده‌اند كه خوردن شجره‌ى قرنفل مورث تشنج در معده است مگر آن قليل اللبث سريع الزوال است و علاجش ترطيب و تبريد است . مؤلف جامع گويد شخصى را ديدم كه از خوردن ايارج لوغاذياى ردى الصنعت تشنج حادث شد و بعد چند ماه بمرد و شخص ديگر را از تناول آن سرفه و ضيق نفس حادث گرديد و علاجش بنوشانيدن لعابات و صموغ بارده نمودم و در چند روز مرض زائل شد . جساوت معده و عضلات موضوع بر آن گاه در فم معده يا ديگر اجزاى آن از انصباب خلط غليظ سوداوى درآورده‌ى آن يا دخول او در جرم آن بلا تورم يا از وقوع چيزى بر آن سختى و ضلابت شبيه به ورم حادث شود و گاه در جانب معده كه متصل طحال است هنگام صلابت طحال به واسطه‌ى سردى مزاج او جسارت به سبب برد مكثف عارض گردد گاه در عضلات ثمانيه‌ى موضوع بر شكم از انصباب خلط غليظ مداخل آنها يا از بقاياى ورم حادث به آنها سختى پيدا شود و علامت جساوت معده ظهور تهيج در ماق چشم است و كثرت آب دهان و بيشتر ظهور جساوت در معده هنگام حس و عدم قدرت بيمار بر ركوع و الم يافتن او هنگام سجود و نزد فرو بردن لقمه سيما چون كلان و سخت باشد و گاهى غثيان و سوء هضم و سقوط اشتها و هزال و سوء تنفس با خفقانيت نيز عارض گردد و عدم تشنگى و سرفه‌ى خشك و كثرت سوء تنفس و سرفه هنگام استلقا و اضطجاع مريض و در آخر ظهور ورم بر پشت پا مثل استسقاى لحمى بود و منجر به استسقاى طبلى گشته به هلاكت انجامد و فرق در جساوت معده و عضلات به شكل مستدير صلابت و موضع معده و آفت افعال معده در جساوت معدى و صلابت مستطيل از يك طرف غليظ و از جانب ديگر دقيق مثل دم موش و سلامت افعال معده در صلابت عضلاتى توان كرد . علاج جساوت معده بايد كه به سوى مزاج مريض و قاروره‌ى او نظر كنند اگر مزاج حار و قاروره رنگين باشد پس اولى تدبير او آن است كه مزاج به اعتدال آيد پس نظر كنند به سوى عطش او و لهيب و كرب و حرارت و خشكى دهن اگر اين اعراض با جساوت فم معده يافته شود علاج او به اشياى مبرده‌ى مركب به محلله‌ى ملينه مثل ضمادات معمول از آرد جو و خطمى و بنفشه‌ى خشك نمايند و بعضى در اين عنب الثعلب بابونه اكليل الملك اصل السوس موم روغن گل روغن بنفشه مىافزايند و مثل قيروطى روغن بنفشه كه تسقيه‌ى آن بر آتش به آب عصى الراعى و آب گشنيز تر و آب حى العالم كرده باشند استعمال كنند پس هرگاه لهيب و خشكى دهن ساكن گردد شكم او مس كنند اگر جساوت با قى باشد شياف ماميثا و بوش و صندل سفيد و سرخ هر واحد يك درم باريك سائيده به موم روغن كه از روغن خيرى ساخته باشند خوب مخلوط ساخته بر پارچه ماليده بر فم معده ضماد كنند و غذا حريره‌ى آب سبوس گندم